انجمن دوچرخه سواران بدون مرز (ادب)

ورزش دوچرخه سواري

تمرین خوبی بود

بنام خدا

امروز هم از استادیوم حدود ساعت ۸/۳۰ سوار شدیم و باز هفت دور زدیم که یعنی ۵۵ کیلومتر ضربانم هم به ۱۶۰ رسید و۱۳۵۹ کالری مصرف شد، دوستان که در خدمت انها بودم بجز محمود رضا پسرم ، مصطفی کلانتری ، کوروش کریمانی پور ، صمدخسروآبادی، فرهاد پورمهر ، و امیر میکائیل زاده بودند.

تمرین خوبی بود هر چند که قدری به من فشار امد .

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعت 12:20  توسط اصغر اقا  | 

امروز هوا بهتر بود

بنام خدا امروز چند خوبی داشت - اول اینکه هوا بهتر بود - دوم اینکه اقا محمودرضا فرزندم هم در تمرین حضور داشت - سوم اینکه تمرین بدون حادثه و با سلامتی برگزار شد و خوبی های دیگر مسافتی که امروز رفتیم همان 7 دور بود که حدود 55 کیلومتر بود - ضربانم در لحظاتی به 158 هم رسید ولی احساس ناراحتی و فشار نداشتم .دوساعت و 7 دقیقه روی چرخ بودیم و 1348 کالری مصرف شد . کسانی که در تمرین امروز بودند بجز خودم و محمودرضا - مصطفی کلانتری - مسعود نعمتی - کوروش کریمانی پور - ابراهیم میشاعلیان - اسماعیل زینلی - ایرج امیر اخوری - امیر میکائیل زاده و جمعی دیگر . خوب بود الحمدلله رب العالمین .
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مرداد 1393ساعت 14:34  توسط اصغر اقا  | 

90% حواسم را به این داده ام که کسی دلخور نشود

بنام خدا

ساعت نزدیک 8 بود که سوار شدیم - 7 دور زدیم که یعنی 55 کیلومتر که دوساعت و ربع روی چرخ بودیم - ضربانم تا 159 را هم دید که ظاهرا برای سن من زیاد است - از دوستان همیشگی حسن فرد - مسعود نعمتی و علی پورمهر نبودند ولی عده ای بودند از جمله ابراهیم میشاعلیان - اسماعیل زینلی - مصطفی کلانتری - علی خوشپور - ایرج و بیزن امیراخوری - صمد خسرو ابادی - کوروش کریمانی پور - فرهاد پور مهر - امیر میکائیل زاده - و ...

وقتی برگشتم و دوش گرفتم - حمید رضا - محمودرضا و همسرش مریم سادات را سوار کردم  ( البته در اتومبیل نه دوچرخه ) - حمیدرضا را رساندم فرودگاه و بعد رفتیم شهریار - خوبی اش این بود که در انجا موفق به زیارت پدر و مادرم (حفظهم الله ) شدم و همچنین اخوی ها : ابراهیم و مهدی و خواهر ها و همچنین هوشنگ خان - حسن اقا و اقا یدی ( شوهر خواهر ها ) و برخی دیگر از فامیل را دیدیم .

هوا گرم بود - سفر خوبی دیگری نداشت .

یکی از دوستان گفته بود : این روز ها باید 90% از حواس ادم معطوف به این باشد که کسی کلاه سر ادم نگذارد - من گفتم : من برای این امر 10% منظور می کنم و به نظرم باید 90% را صرف این کنم که کسی از من دلخور نشود .

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مرداد 1393ساعت 10:10  توسط اصغر اقا  | 

اولین جلسه بعد از یکماه ( ماه مبارک رمضان)

بنام خدا 

امروز هم با اینکه هوا گرم بود ساعت ۸ ازادی بودم و همراه برخی از دوستان از جمله : حسن فرد ، اسماعیل زینلی ، مصطفی کلانتری ، مسعود نعمتی ، علی و فرهاد پورمهر ، و خیلی های دیگر شش دوری زدیم که حدود ۴۵ کیلومتر شد ، ضربانم از ۱۴۱ بیشتر نشد ، جای خیلی از دوستان هم خالی بود ، به هر حال خوب بود بعد از حدود ۴۰ روز .

روز سه شنبه هم همراه ناهید و حمید رضا به زفرقند رفتیم ، مادر و پدرم ( حفظ اللهم) و اخوی ابراهیم اقا قبلا رفته بودند ساعت حدود ۸ بود که رسیدیم و نماز عید را در بیابان به امامت حاج صادق طباطبائی ( از نوادگان حاج میرزا علی ) خواندیم ، بعد هم به زیارت اهل قبور رفتیم و روز سه شنبه و چهارشنبه را بودیم و به دیدار اقوام از جمله عمو ها گذراندیم و البته خواهرم هم امدند و اقوام دیگر  و پنج شنبه صبح هم حرکت کردیم و ساعت ۱۱ رسیدیم . الحمدلله رب العالمین.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم مرداد 1393ساعت 12:37  توسط اصغر اقا  | 

اولین جلسه بعد از یکماه ( ماه مبارک رمضان)

بنام خدا 

امروز هم با اینکه هوا گرم بود ساعت ۸ ازادی بودم و همراه برخی از دوستان از جمله : حسن فرد ، اسماعیل زینلی ، مصطفی کلانتری ، مسعود نعمتی ، علی و فرهاد پورمهر ، و خیلی های دیگر شش دوری زدیم که حدود ۴۵ کیلومتر شد ، ضربانم از ۱۴۱ بیشتر نشد ، جای خیلی از دوستان هم خالی بود ، به هر حال خوب بود بعد از حدود ۴۰ روز .

روز سه شنبه هم همراه ناهید و حمید رضا به زفرقند رفتیم ، مادر و پدرم ( حفظ اللهم) و اخوی ابراهیم اقا قبلا رفته بودند ساعت حدود ۸ بود که رسیدیم و نماز عید را در بیابان به امامت حاج صادق طباطبائی ( از نوادگان حاج میرزا علی ) خواندیم ، بعد هم به زیارت اهل قبور رفتیم و روز سه شنبه و چهارشنبه را بودیم و به دیدار اقوام از جمله عمو ها گذراندیم و البته خواهرم هم امدند و اقوام دیگر  و پنج شنبه صبح هم حرکت کردیم و ساعت ۱۱ رسیدیم . الحمدلله رب العالمین.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم مرداد 1393ساعت 12:37  توسط اصغر اقا  | 

ماه مبارک

بنام خدا

امروز که اول ماه مبارک است و هشتم تیر سحر با نهید تنها بودیم - و چلوکبابی خوردیم و نیت کردیم برای روزه - بعد از نماز ظهر و عصر هم قرائت قران را شروع کردم که تا ایه 49 از بقره خواندم

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم تیر 1393ساعت 15:35  توسط اصغر اقا  | 

اخرین تمرین قبل از ماه مبارک

بنام خدا 

امروز هم رفتم برای تمرین و دو ساعتی دوچرخه سواری کردیم که شد حدود ۵۵ کیلومتر ، امروز در تمرین متاسفانه حادثه ای رخ‌ داد و مصطفی کلانتری و کوروش کریمانیپور زمین خوردند ولی خوشبختانه اسیب جدی ندیدند، غیر انها فرهاد پورمهر هم پنچر کرد ولی مصطفی حیدری نسب ، ابراهیم میشاعلیان ، شمس مظاهری ، اسماعیل زینلی ، مجید نظری  ، مسعود نعمتی و بقیه مشگلی نداشتند .ضربانم هم امروز از ۱۴۶ بالا تر نرفت و ۱۳۲۱ کالری هم مصرف شد .

+ نوشته شده در  جمعه سی ام خرداد 1393ساعت 15:15  توسط اصغر اقا  | 

پانزده شعبان روز تولد مولایمان گرامی باد

بنام خدا 

امروز هم قبل از ۸ راه افتادم به سمت ازادی و حدود دو ساعت تمرین کردیم و مسافت ۵۵ کیلومتر را همراه : حسن فرد ، مسعود نعمتی، کوروش کریمانیپور ، مصطفی کلانتری، اسماعیل زینلی و ایرج امیرآخوری پیمودیم البته برخی جوانان هم بودند و حداکثر ضربانم به ۱۵۶ رسید و ۱۳۳۱ کالری هم سوزاندم .

ظهر به عیادت خاله ام رفتم و از انجا به زیارت پدر و مادرم (حفظهم الله)

و البته جمعی از فامیل و دوستان هم بودند و بعد از صرف نهار و گفت و شنود ، عصری برگشتیم منزل .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم خرداد 1393ساعت 19:16  توسط اصغر اقا  | 

تمرینی اسان و لذت بخش

بنام خدا

امروز هم ساعت نزدیک ۸ بود که رهسپار شدم برای ازادی ، تا رسیدم ، اقایان مسعود نعمتی، مصطفی کلانتری و اسماعیل زینلی امده بودند و مجید ناظری ، روح الله احمدی ، فرهاد پورمهر ، ایرج امیراخوری ،امیر میکائیل زاده و جمعی دیگر از جوانان ( پسر و دختر) در جاده مشغول تمرین بودند . به هر حال تمرین خوب و اسانی بود ، شش دور اول ضربانم از ۱۴۳ بالا تر نرفت ، دور هفتم به ۱۵۵ رسید ولی دور های هشتم و نهم باز ضربان زیر ۱۵۰ بود ، ۱۸۳۹ کالری هم مصرف شد و ۴۴ مایل معادل حدود ۷۰ کیلومتر مسافت طی شد.

الحمدلله رب العالمین

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم خرداد 1393ساعت 13:9  توسط اصغر اقا  | 

جوانان ضربانم را بالا بردند

بنام خدا 

امروز هم دوچرخه سواری رفتیم ، خیلی از دوستان بودند از جمله : مصطفی کلانتری، مصطفی حیدری نسب، اسماعیل زینلی، مسعود نعمتی ، بیژن امیراخوری،شمس مظاهری  و ...  ۵۵ کیلومتر را در دو ساعت رفتیم و ضربانم به ۱۶۴ هم رسید و حدود ۳۳۰۰ کالری مصرف شد . چند تا عکس هم گرفتیم .

بعد برگشتم منزل و دوش گرفتم ، بعد هم مهندس لامع امد و با هم به شهریار رفتیم ، در انجا هم پدرم ( حفظ الله) را زیارت کردم و هم اخوی ها حمیداقا و اقا مهدی و برخی از دوستان : اقا جواد، مجتبی حسینی، حمیداقا امینی ، احمد اقا قربانی و حاج سید احمد اقا معصومی را هم دیدیم .

بعد نماز و ناهار که زحمتش با سید باغبان و احمد اقا قربانی و حمید امینی بود حدود عصر برگشتیم تهران.

+ نوشته شده در  جمعه نهم خرداد 1393ساعت 18:47  توسط اصغر اقا  | 

مطالب قدیمی‌تر