انجمن دوچرخه سواران بدون مرز (ادب)

ورزش دوچرخه سواري

تمرین در عصر دوشنبه

بنام خدا

دیروز عصر همراه محمودرضا به ازادی رفتیم و تمرینی سه نفره همراه مصطفی کلانتری انجام شد .حدود 38 کیلومتر را در زمان 97 دقیقه پیمودیم  و میانگین سرعت حدود 23 کیلومتر بود .و 885 کالری مصرف شد .

هوا خوب بود و ضربانم هم اغلب زیر 150 - و جای خیلی از دوستان خالی بود - مخصوصا مسعود نعمتی و باقر داوودی پور که معمولا میان هفته می امدند .

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مهر 1393ساعت 10:28  توسط اصغر اقا  | 

تمرینی نرم و لذت بخش و بیشتر شبیه تفریح

بنام خدا

ساعت حدود  8 بود که سوار شدیم  امروز من 7 دور زدم که یعنی 56 کیلومتر که دوساعت و 16 دقیقه روی چرخ بودیم - ضربانم در دور دوم تا 151 را هم دید ولی دور های بعدی را ارام تر رفتیم و ضربان از 146 بالاتر نرفت- از دوستان همیشگی حسن فرد - اسماعیل زینلی  -بیژن و ایرج امیراخوری و امیر میکائیل زاده  نبودند و همچنین -احمدرضا هم که در انگلستان است فعلا و حمیدرضا هم که  کیش است- همانطور که محمدرضا که ظاهرا باید به درس هایش می پرداخت  ولی محمودرضا طبق معمول چند وقته اخیر همراهم بود - حسن فرد همراه تیم ملی به کره جنوبی رفته  و لی کوروش کریمانی پور با اینکه  ظاهرا مقامات را به نیویورک برده برا اجلاس سازمان ملل امروز امده بود هرچند که بعد از ظهر باز پرواز داشت . ولی عده زیاد دیگری بودن  بودند از جمله : مسعود نعمتی - علی پورمهر - مصطفی کلانتری - صمد خسروابادی - پیمان مجدد - و ...

تمرین خوبی بود و در واقع بسیار نرم و اصلا بهم فشار نیامد

میانگین سرعت امروز حدود 25کیلومتر بود و 1335 کالری هم سوخت .

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مهر 1393ساعت 9:46  توسط اصغر اقا  | 

اولین تمرین پائیز 93

بنام خدا

ساعت حدود 3/30 عصر دیروز همراه با محمودرضا و محمدرضا از منزل حرکت کردیم - اول محمدرضا را بردیم فرودگاه رساندیم که راهی کیش شود و بعد راهی استادیوم ازادی شدیم  و که اولش غیر از من و محمودرضا پنج نفر دیگر هم بودند ولی بعدا  تمرین دو نفره شد - من به همراه پسرم محمودرضا - تمرینی به مسافت حدود 40 کیلومتر و با زمان حدود 90 دقیقه  انجام دادیم و جای خیلی از دوستان را خالی کردیم .

پنج دور زدیم حدود 40 کیلومتر که حدود یکساعت و نیم طول کشید - تمرین خوبی بود و با اینکه ضربانم به 154 هم رسید- در زمانی که با دیگران بودیم  ولی وقتی دونفره بودیم ضربان از 146 بالاتر نرفت و البته  احساس فشار و ناراحتی و خستگی نداشتم .965کالری هم مصرف شد و میانگین سرعتمان هم 26 بود . بعد هم که برگشتیم منزل دوش گرفتم - و نماز خواندم (می گویم که خالی از ریا نباشد ) و بعد با ناهید و محمودرضا به زیارت پدر و مادرم (حفظهم الله ) رفتیم . الحمدلله رب العالمین.

http://www.asgharagha.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مهر 1393ساعت 9:42  توسط اصغر اقا  | 

اخرین تمرین تابستانی سال 93

بنام خدا

ساعت حدود 4/40 عصر دیروز یک تمرین چهار نفره و دلچسب به همراه پسرم محمودرضا - اقا مسعود نعمتی و اقا باقر داوودی پور انجام دادیم و جای خیلی از دوستان را خالی کردیم .

پنج دور زدیم حدود 38 کیلومتر که حدود یکساعت و نیم طول کشید - تمرین خوبی بود و با اینکه ضربانم به 154 هم رسید ولی احساس فشار و ناراحتی و خستگی نداشتم .890 کالری هم مصرف شد و میانگین سرعتمان هم 28 بود .الحمدلله رب العالمین.

http://www.asgharagha.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مهر 1393ساعت 9:37  توسط اصغر اقا  | 

تمرینی در اخرین جمعه تابستان

بنام خدا

ساعت حدود  8 بود که سوار شدیم  امروز من 8  دور زدم که یعنی 64 کیلومتر که دوساعت و 23 دقیقه روی چرخ بودیم - ضربانم تا 151 را هم دید که ظاهرا نباید خیلی مشگلی ایجاد کند - از دوستان همیشگی حسن فرد - کوروش کریمانی پور -صمد خسروابادی و امیر میکائیل زاده  نبودند و همچنین -احمدرضا هم که در انگلستان است فعلا و حمیدرضا هم که  کیش است- همانطور که محمدرضا که ظاهرا باید به درس هایش می پرداخت - حسن فرد همراه تیم ملی به کره جنوبی رفته  و کوروش هم ظاهرا مقامات را به نیویورک برده برا اجلاس سازمان ملل . ولی عده زیاد دیگری بودن  بودند از جمله : باقر داوودی پور - احمد ارام که از امریکا امده و چند روزی در ایران می ماند - فرهاد و علی پورمهر - مصطفی کلانتری - ایرج و بیزن امیراخوری - اسماعیل زینلی - علی خوشپور - شمس مظاهری -مسعود نعمتی - پیمان مجدد - و ...

تمرین خوبی بود خیلی بهم فشار نیامد و هر بار که از دسته ای  از دوستان کش   می امدم  با عده ای دیگر که از عقب می رسیدند هم رکاب می شدم .

میانگین سرعت امروز حدود 27 کیلومتر بود و 1531 کالری هم سوخت .

وقتی رسیدم منزل دوش گرفتم و همراه خانواده راهی باغ شدیم - هر چند اقا مهدی اخوی و علی اقا خواهر زاده ام بودند ولی جای خالی پدر و مادرم ( حفظهم الله ) که زفرقند بودند کاملا محسوس بود .

خدا رحمت کند مادر بزرگم را وقتی جائی بودیم و پدرم نبود می گفت : وقتی حسین نیست انگار نور نیست . به هر حال عصر هم برگشتیم منزل و فوتبال دیدیم - استقلال تا حدی به سزای خودش رسید و فولاد برد .بعد هم یه خرده فیلم دیدیم و شام خوردیم و بعد بهترین برای خستگان یعنی خواب .

الحمدلله رب العالمین

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم شهریور 1393ساعت 9:27  توسط اصغر اقا  | 

تمرین عصرگاهی

بنام خدا

دیروز عصر همراه پسرم محمودرضا حدود 33 کیلومتر تمرین کردیم - که 80 دقیقه طول کشید - ضربانم البته از 147 بالاتر نرفت - 785 کالری هم سوزاندم - و متوسط سرعتمان هم حدود 25 کیلومتر بود - جای همه دوستان را خالی کردیم مخصوصا :کلانتری ، کوروش کریمانی پور ، صمدخسروآبادی، فرهاد و علی پورمهر - مسعود نعمتی - حسن فرد - اسماعیل زینلی - ایرج امیراخوری -میکائیل زاده و به ویژه احمدرضا و حمیدرضا که گاهی با من و محمودرضا تمرین کرده اند- والبته محمدرضا هم که هر چند در ازادی با ما تمرین نکرده ولی در کیش هم رکاب بوده ایم .

به هر حال به نظرم خوب بود و جاده هم انقدر ها شلوغ نبود - نسبتا راحت تمرین کردیم - الحمدلله رب العالمین

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعت 9:29  توسط اصغر اقا  | 

خدا پدر کوروش کریمانی پور را بیامرزد

بنام خدا

ساعت نزدیک 8 بود که سوار شدیم - 7 دور زدیم که یعنی 55 کیلومتر که دوساعت و 5 دقیقه روی چرخ بودیم - ضربانم تا 161 را هم دید که ظاهرا برای سن من زیاد است - از دوستان همیشگی حسن فرد - اسماعیل زینلی - مسعود نعمتی و فرهاد پورمهر نبودند و همچنین محمودرضا هم که برای شرکت در کنکور رفته بود و امروز با ما نبود -احمدرضا هم که در انگلستان است فعلا و حمیدرضا هم با اینکه از کیش برای دیدار به تهران امده بود ولی برنامه هایش به او اجازه دوچرخه سواری را نداد - همانطور که محمدرضا که ظاهرا باید به درس هایش می پرداخت - حسن فرد بود ولی به علت عملی که بر روی چشمش انجام شده بود تمرین نکرد - مسعود نعمتی هم ظاهرا برای تفرج به شیراز رفته ولی عده ای بودند از جمله : باقر داوودی پور - احمد ارام که از امریکا امده و چند روزی در ایران می ماند - علی پورمهر - مصطفی کلانتری - ایرج و بیزن امیراخوری - صمد خسرو ابادی - کوروش کریمانی پور - امیر میکائیل زاده - و ...

به هر حال خوب بود ولی راستش بدنم خسته بود و قدری بهم فشار امد - یکی دو بار از دوستان کش امدم که کوروش شل می کرد تا برسم - خدا رحمت کند نازنین پدرش را - و از خداوند سلامت و سعادت و رحمت و مغفرت برای خودم و همه دوستان و بستگان از خداوند بزرگ مسئلت دارم .

میانگین سرعت امروز حدود 27 کیلومتر بود و 1383 کالری هم سوخت .الحمدلله رب العالمین

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم شهریور 1393ساعت 10:2  توسط اصغر اقا  | 

یک تمرین شهریوری دیگر

بنام خدا

 دیروز هم از استادیوم حدود ساعت ۸/۳۰ سوار شدیم البته قبلش تویوپ خودم که پنچر بود توسط جناب شمس الدین مظاهری تعویض شد و طوقه های محمودرض را هم حسن فرد برایش عوض کرد و باز هفت دور زدیم که یعنی ۵۵ کیلومتر ضربانم هم به 158رسید و1343  کالری مصرف شد، دوستان که در خدمت انها بودم بجز محمود رضا پسرم ، مصطفی کلانتری ، کوروش کریمانی پور ، صمدخسروآبادی - مسعود نعمتی و امیر میکائیل زاده  بودند و البته حسن فرد - اسماعیل زینلی - را هم دیدیم هر چند حسن بخاطر اینکه چشمش را عمل کرده بود سوار نشد و اسمال هم دیر تر امد و خودش تمرین کرد .

تمرین دو ساعت و ده دقیقه طول کشید

بعد هم رفتیم منزل و تا عصر خوابیدم - هنوز وقتی سوار چرخ می شوم سن و سالم از یادم می رود .

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم شهریور 1393ساعت 12:6  توسط اصغر اقا  | 

اولین تمرین در شهریور 93

بنام خدا

دیروز هم از استادیوم حدود ساعت ۸/۳۰ سوار شدیم و باز هفت دور زدیم که یعنی ۵۵ کیلومتر ضربانم هم به ۱63رسید و1319  کالری مصرف شد، دوستان که در خدمت انها بودم بجز محمود رضا پسرم ، مصطفی کلانتری ، کوروش کریمانی پور ، صمدخسروآبادی، فرهاد و علی پورمهر - مسعود نعمتی - حسن فرد - اسماعیل زینلی - ایرج امیراخوری - بودند.

تمرین دو ساعت و ده دقیقه طول کشید - و به هر حال تمرین خوبی بود هر چند که قدری به من فشار امد .

وقتی رسیدم منزل و دوش گرفتم - با مذاکره با ناهید تصمیم گرفتیم که برای نهار به شهریار برویم و حرکت کردیم ساعت حدود 1/30 بود که رسیدیم - بجز پدر و مادرم (حفظهم الله) و اخوی ها ابراهیم و مهدی - خواهرم و همسرش دکتر ظفرقندی و پسرش علی بودند به علاوه مهمانی که دندانپزشک بود به همراه همسو نامش یادم نمانده ولی مردمی  بسیار خوب بودند.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 9:55  توسط اصغر اقا  | 

تمرین خوبی بود

بنام خدا

امروز هم از استادیوم حدود ساعت ۸/۳۰ سوار شدیم و باز هفت دور زدیم که یعنی ۵۵ کیلومتر ضربانم هم به ۱۶۰ رسید و۱۳۵۹ کالری مصرف شد، دوستان که در خدمت انها بودم بجز محمود رضا پسرم ، مصطفی کلانتری ، کوروش کریمانی پور ، صمدخسروآبادی، فرهاد پورمهر ، و امیر میکائیل زاده بودند.

تمرین خوبی بود هر چند که قدری به من فشار امد .

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعت 12:20  توسط اصغر اقا  | 

مطالب قدیمی‌تر