انجمن دوچرخه سواران بدون مرز (ادب)

ورزش دوچرخه سواري

تمرینی در اخرین جمعه تابستان

بنام خدا

ساعت حدود  8 بود که سوار شدیم  امروز من 8  دور زدم که یعنی 64 کیلومتر که دوساعت و 23 دقیقه روی چرخ بودیم - ضربانم تا 151 را هم دید که ظاهرا نباید خیلی مشگلی ایجاد کند - از دوستان همیشگی حسن فرد - کوروش کریمانی پور -صمد خسروابادی و امیر میکائیل زاده  نبودند و همچنین -احمدرضا هم که در انگلستان است فعلا و حمیدرضا هم که  کیش است- همانطور که محمدرضا که ظاهرا باید به درس هایش می پرداخت - حسن فرد همراه تیم ملی به کره جنوبی رفته  و کوروش هم ظاهرا مقامات را به نیویورک برده برا اجلاس سازمان ملل . ولی عده زیاد دیگری بودن  بودند از جمله : باقر داوودی پور - احمد ارام که از امریکا امده و چند روزی در ایران می ماند - فرهاد و علی پورمهر - مصطفی کلانتری - ایرج و بیزن امیراخوری - اسماعیل زینلی - علی خوشپور - شمس مظاهری -مسعود نعمتی - پیمان مجدد - و ...

تمرین خوبی بود خیلی بهم فشار نیامد و هر بار که از دسته ای  از دوستان کش   می امدم  با عده ای دیگر که از عقب می رسیدند هم رکاب می شدم .

میانگین سرعت امروز حدود 27 کیلومتر بود و 1531 کالری هم سوخت .

وقتی رسیدم منزل دوش گرفتم و همراه خانواده راهی باغ شدیم - هر چند اقا مهدی اخوی و علی اقا خواهر زاده ام بودند ولی جای خالی پدر و مادرم ( حفظهم الله ) که زفرقند بودند کاملا محسوس بود .

خدا رحمت کند مادر بزرگم را وقتی جائی بودیم و پدرم نبود می گفت : وقتی حسین نیست انگار نور نیست . به هر حال عصر هم برگشتیم منزل و فوتبال دیدیم - استقلال تا حدی به سزای خودش رسید و فولاد برد .بعد هم یه خرده فیلم دیدیم و شام خوردیم و بعد بهترین برای خستگان یعنی خواب .

الحمدلله رب العالمین

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم شهریور 1393ساعت 9:27  توسط اصغر اقا  | 

تمرین عصرگاهی

بنام خدا

دیروز عصر همراه پسرم محمودرضا حدود 33 کیلومتر تمرین کردیم - که 80 دقیقه طول کشید - ضربانم البته از 147 بالاتر نرفت - 785 کالری هم سوزاندم - و متوسط سرعتمان هم حدود 25 کیلومتر بود - جای همه دوستان را خالی کردیم مخصوصا :کلانتری ، کوروش کریمانی پور ، صمدخسروآبادی، فرهاد و علی پورمهر - مسعود نعمتی - حسن فرد - اسماعیل زینلی - ایرج امیراخوری -میکائیل زاده و به ویژه احمدرضا و حمیدرضا که گاهی با من و محمودرضا تمرین کرده اند- والبته محمدرضا هم که هر چند در ازادی با ما تمرین نکرده ولی در کیش هم رکاب بوده ایم .

به هر حال به نظرم خوب بود و جاده هم انقدر ها شلوغ نبود - نسبتا راحت تمرین کردیم - الحمدلله رب العالمین

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393ساعت 9:29  توسط اصغر اقا  | 

خدا پدر کوروش کریمانی پور را بیامرزد

بنام خدا

ساعت نزدیک 8 بود که سوار شدیم - 7 دور زدیم که یعنی 55 کیلومتر که دوساعت و 5 دقیقه روی چرخ بودیم - ضربانم تا 161 را هم دید که ظاهرا برای سن من زیاد است - از دوستان همیشگی حسن فرد - اسماعیل زینلی - مسعود نعمتی و فرهاد پورمهر نبودند و همچنین محمودرضا هم که برای شرکت در کنکور رفته بود و امروز با ما نبود -احمدرضا هم که در انگلستان است فعلا و حمیدرضا هم با اینکه از کیش برای دیدار به تهران امده بود ولی برنامه هایش به او اجازه دوچرخه سواری را نداد - همانطور که محمدرضا که ظاهرا باید به درس هایش می پرداخت - حسن فرد بود ولی به علت عملی که بر روی چشمش انجام شده بود تمرین نکرد - مسعود نعمتی هم ظاهرا برای تفرج به شیراز رفته ولی عده ای بودند از جمله : باقر داوودی پور - احمد ارام که از امریکا امده و چند روزی در ایران می ماند - علی پورمهر - مصطفی کلانتری - ایرج و بیزن امیراخوری - صمد خسرو ابادی - کوروش کریمانی پور - امیر میکائیل زاده - و ...

به هر حال خوب بود ولی راستش بدنم خسته بود و قدری بهم فشار امد - یکی دو بار از دوستان کش امدم که کوروش شل می کرد تا برسم - خدا رحمت کند نازنین پدرش را - و از خداوند سلامت و سعادت و رحمت و مغفرت برای خودم و همه دوستان و بستگان از خداوند بزرگ مسئلت دارم .

میانگین سرعت امروز حدود 27 کیلومتر بود و 1383 کالری هم سوخت .الحمدلله رب العالمین

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم شهریور 1393ساعت 10:2  توسط اصغر اقا  | 

یک تمرین شهریوری دیگر

بنام خدا

 دیروز هم از استادیوم حدود ساعت ۸/۳۰ سوار شدیم البته قبلش تویوپ خودم که پنچر بود توسط جناب شمس الدین مظاهری تعویض شد و طوقه های محمودرض را هم حسن فرد برایش عوض کرد و باز هفت دور زدیم که یعنی ۵۵ کیلومتر ضربانم هم به 158رسید و1343  کالری مصرف شد، دوستان که در خدمت انها بودم بجز محمود رضا پسرم ، مصطفی کلانتری ، کوروش کریمانی پور ، صمدخسروآبادی - مسعود نعمتی و امیر میکائیل زاده  بودند و البته حسن فرد - اسماعیل زینلی - را هم دیدیم هر چند حسن بخاطر اینکه چشمش را عمل کرده بود سوار نشد و اسمال هم دیر تر امد و خودش تمرین کرد .

تمرین دو ساعت و ده دقیقه طول کشید

بعد هم رفتیم منزل و تا عصر خوابیدم - هنوز وقتی سوار چرخ می شوم سن و سالم از یادم می رود .

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم شهریور 1393ساعت 12:6  توسط اصغر اقا  | 

اولین تمرین در شهریور 93

بنام خدا

دیروز هم از استادیوم حدود ساعت ۸/۳۰ سوار شدیم و باز هفت دور زدیم که یعنی ۵۵ کیلومتر ضربانم هم به ۱63رسید و1319  کالری مصرف شد، دوستان که در خدمت انها بودم بجز محمود رضا پسرم ، مصطفی کلانتری ، کوروش کریمانی پور ، صمدخسروآبادی، فرهاد و علی پورمهر - مسعود نعمتی - حسن فرد - اسماعیل زینلی - ایرج امیراخوری - بودند.

تمرین دو ساعت و ده دقیقه طول کشید - و به هر حال تمرین خوبی بود هر چند که قدری به من فشار امد .

وقتی رسیدم منزل و دوش گرفتم - با مذاکره با ناهید تصمیم گرفتیم که برای نهار به شهریار برویم و حرکت کردیم ساعت حدود 1/30 بود که رسیدیم - بجز پدر و مادرم (حفظهم الله) و اخوی ها ابراهیم و مهدی - خواهرم و همسرش دکتر ظفرقندی و پسرش علی بودند به علاوه مهمانی که دندانپزشک بود به همراه همسو نامش یادم نمانده ولی مردمی  بسیار خوب بودند.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم شهریور 1393ساعت 9:55  توسط اصغر اقا  | 

تمرین خوبی بود

بنام خدا

امروز هم از استادیوم حدود ساعت ۸/۳۰ سوار شدیم و باز هفت دور زدیم که یعنی ۵۵ کیلومتر ضربانم هم به ۱۶۰ رسید و۱۳۵۹ کالری مصرف شد، دوستان که در خدمت انها بودم بجز محمود رضا پسرم ، مصطفی کلانتری ، کوروش کریمانی پور ، صمدخسروآبادی، فرهاد پورمهر ، و امیر میکائیل زاده بودند.

تمرین خوبی بود هر چند که قدری به من فشار امد .

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعت 12:20  توسط اصغر اقا  | 

امروز هوا بهتر بود

بنام خدا امروز چند خوبی داشت - اول اینکه هوا بهتر بود - دوم اینکه اقا محمودرضا فرزندم هم در تمرین حضور داشت - سوم اینکه تمرین بدون حادثه و با سلامتی برگزار شد و خوبی های دیگر مسافتی که امروز رفتیم همان 7 دور بود که حدود 55 کیلومتر بود - ضربانم در لحظاتی به 158 هم رسید ولی احساس ناراحتی و فشار نداشتم .دوساعت و 7 دقیقه روی چرخ بودیم و 1348 کالری مصرف شد . کسانی که در تمرین امروز بودند بجز خودم و محمودرضا - مصطفی کلانتری - مسعود نعمتی - کوروش کریمانی پور - ابراهیم میشاعلیان - اسماعیل زینلی - ایرج امیر اخوری - امیر میکائیل زاده و جمعی دیگر . خوب بود الحمدلله رب العالمین .
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مرداد 1393ساعت 14:34  توسط اصغر اقا  | 

90% حواسم را به این داده ام که کسی دلخور نشود

بنام خدا

ساعت نزدیک 8 بود که سوار شدیم - 7 دور زدیم که یعنی 55 کیلومتر که دوساعت و ربع روی چرخ بودیم - ضربانم تا 159 را هم دید که ظاهرا برای سن من زیاد است - از دوستان همیشگی حسن فرد - مسعود نعمتی و علی پورمهر نبودند ولی عده ای بودند از جمله ابراهیم میشاعلیان - اسماعیل زینلی - مصطفی کلانتری - علی خوشپور - ایرج و بیزن امیراخوری - صمد خسرو ابادی - کوروش کریمانی پور - فرهاد پور مهر - امیر میکائیل زاده - و ...

وقتی برگشتم و دوش گرفتم - حمید رضا - محمودرضا و همسرش مریم سادات را سوار کردم  ( البته در اتومبیل نه دوچرخه ) - حمیدرضا را رساندم فرودگاه و بعد رفتیم شهریار - خوبی اش این بود که در انجا موفق به زیارت پدر و مادرم (حفظهم الله ) شدم و همچنین اخوی ها : ابراهیم و مهدی و خواهر ها و همچنین هوشنگ خان - حسن اقا و اقا یدی ( شوهر خواهر ها ) و برخی دیگر از فامیل را دیدیم .

هوا گرم بود - سفر خوبی دیگری نداشت .

یکی از دوستان گفته بود : این روز ها باید 90% از حواس ادم معطوف به این باشد که کسی کلاه سر ادم نگذارد - من گفتم : من برای این امر 10% منظور می کنم و به نظرم باید 90% را صرف این کنم که کسی از من دلخور نشود .

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مرداد 1393ساعت 10:10  توسط اصغر اقا  | 

اولین جلسه بعد از یکماه ( ماه مبارک رمضان)

بنام خدا 

امروز هم با اینکه هوا گرم بود ساعت ۸ ازادی بودم و همراه برخی از دوستان از جمله : حسن فرد ، اسماعیل زینلی ، مصطفی کلانتری ، مسعود نعمتی ، علی و فرهاد پورمهر ، و خیلی های دیگر شش دوری زدیم که حدود ۴۵ کیلومتر شد ، ضربانم از ۱۴۱ بیشتر نشد ، جای خیلی از دوستان هم خالی بود ، به هر حال خوب بود بعد از حدود ۴۰ روز .

روز سه شنبه هم همراه ناهید و حمید رضا به زفرقند رفتیم ، مادر و پدرم ( حفظ اللهم) و اخوی ابراهیم اقا قبلا رفته بودند ساعت حدود ۸ بود که رسیدیم و نماز عید را در بیابان به امامت حاج صادق طباطبائی ( از نوادگان حاج میرزا علی ) خواندیم ، بعد هم به زیارت اهل قبور رفتیم و روز سه شنبه و چهارشنبه را بودیم و به دیدار اقوام از جمله عمو ها گذراندیم و البته خواهرم هم امدند و اقوام دیگر  و پنج شنبه صبح هم حرکت کردیم و ساعت ۱۱ رسیدیم . الحمدلله رب العالمین.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم مرداد 1393ساعت 12:37  توسط اصغر اقا  | 

اولین جلسه بعد از یکماه ( ماه مبارک رمضان)

بنام خدا 

امروز هم با اینکه هوا گرم بود ساعت ۸ ازادی بودم و همراه برخی از دوستان از جمله : حسن فرد ، اسماعیل زینلی ، مصطفی کلانتری ، مسعود نعمتی ، علی و فرهاد پورمهر ، و خیلی های دیگر شش دوری زدیم که حدود ۴۵ کیلومتر شد ، ضربانم از ۱۴۱ بیشتر نشد ، جای خیلی از دوستان هم خالی بود ، به هر حال خوب بود بعد از حدود ۴۰ روز .

روز سه شنبه هم همراه ناهید و حمید رضا به زفرقند رفتیم ، مادر و پدرم ( حفظ اللهم) و اخوی ابراهیم اقا قبلا رفته بودند ساعت حدود ۸ بود که رسیدیم و نماز عید را در بیابان به امامت حاج صادق طباطبائی ( از نوادگان حاج میرزا علی ) خواندیم ، بعد هم به زیارت اهل قبور رفتیم و روز سه شنبه و چهارشنبه را بودیم و به دیدار اقوام از جمله عمو ها گذراندیم و البته خواهرم هم امدند و اقوام دیگر  و پنج شنبه صبح هم حرکت کردیم و ساعت ۱۱ رسیدیم . الحمدلله رب العالمین.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم مرداد 1393ساعت 12:37  توسط اصغر اقا  | 

مطالب قدیمی‌تر